مرتضى راوندى

315

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

تأسيس جرايد به دو شرط آزاد شد : يكى اعلام نام صاحب امتياز و ديگر سپردن وثيقهء نقدى . اين وثيقه در پاريس بايستى مبلغى باشد كه ساليانه 100000 فرانك ربح آن بشود كه موافق نرخ مرابحه آن روز فرانسه تقريبا يك سرمايهء 1500000 فرانكى لازم بود . به‌علاوه ، براى هر نسخه روزنامه بايستى ده سانتيم حق پست بدهند ، در حقيقت وثيقهء نقدى و عوارض ديگر براى منع ايجاد جرايد به قيمت ارزان مقرر گرديده بود ، زيرا بر خلاف آزاديخواهان ، سلطنت‌طلبان افراطى عقيده داشتند كه اگر جرايد در دست تودهء مردم باشد خطرناك ! خواهد بود . يكى از سلطنت‌طلبان افراطى ، موسوم به « سن‌شامان » مىگفت : جرايد و لو اينكه « بهترين عقايد » را حاوى باشند ، براى عوام النّاس كه به نظر او « پست‌ترين طبقات ملت » بودند زيان‌آور مىگردد ، زيرا « لياقت فهم آن را » ندارند . فروش جرايد به شكل تك‌فروشى ممكن نبود و مردم بايستى مشترك شوند و چون دولت هر نمره را 15 سانتيم تمبر مىزد ، وجه اشتراك ساليانه تقريبا به 80 فرانك بالغ مىشد ، و بنابراين مطالعهء روزنامه در حقيقت يك تجمّل واقعى محسوب گشته كه فقط متمولين مىتوانستند از آن بهره‌مند شوند . در 1824 دوازده روزنامه كه كثير الانتشارترين جرايد بودند ، مجموعا 560000 نفر مشترك داشتند ، روزنامهء مشروطيت در آن دوران به تنهايى 170000 نفر مشترك ، در آن روز فوق العاده به شمار مىرفت ، داشت . قانون 1819 بيش از ده ماه به قوت خود باقى نماند وقتى سلطنت‌طلبان افراطى باز روى كار آمدند بدوا سانسور و بعد ، اجازهء قبلى و همچنين حق تعليق و توقيف هميشگى روزنامه را اجرا نمودند . ( مارس 1820 ) و در فوريه 1822 صلاحيت محاكم جنحه نيز نسبت به جرايم مطبوعاتى برقرار شد . حتى به اين هم اكتفا نكرده در سال 1827 سلطنت‌طلبان طرح قانونى ، كه طرفدارانش آن را قانون « عدالت و عشق » مىناميدند پيشنهاد كردند كه اگر تصويب مىشد از بس تحميلات سنگين و مجازاتهاى شديد ، براى متصديان مطابع پيش‌بينى كرده بود به كلى آزادى مطبوعات را در فرانسه از بين مىبرد . » « 1 » ولى اين وضع نامطلوب دوام نيافت و از نيمهء دوم قرن نوزدهم از بركت رشد روزافزون صنايع و اختراعات و بالا رفتن سطح فرهنگ عمومى و تغييرات مهمى كه در نتيجهء مبارزات ملت ، در حقوق اساسى مردم فرانسه پديد آمد ، محدوديتهاى مطبوعاتى ، و مداخلهء دولت ، و مأمورين تفتيش و سانسور روزنامه‌ها ، به كلّى از بين رفت و ركن چهارم مشروطيت و دموكراسى يعنى « مطبوعات » از آزادى كامل برخوردار گرديد .

--> ( 1 ) . آلبر ماله و ژول ايزاك ، تاريخ قرن نوزدهم و معاصر قسمت اول ترجمه دكتر حسين فرهودى از ص 49 تا 51 .